آرشیو اردیبهشت ماه 1402

آرشیو اردیبهشت ماه 1402

مرجع قوانین و اخبار حقوق کیفری در ایران

ضابطه مدنی حضانت فرزندان

۲۷۶ بازديد

س ضابطه مدنی حضانت فرزندان حق و تکلیف پدر و مادر میباشد و در حالتی که هم که پدر و مادر سازه به دلایلی جداازهم معاش نمایند ، سن فرزند ، انتخاب کننده فرد عهده دار حضانت خواهد بود . به‌این شکل که حضانت فرزندان دختر و پسر تا سن هفت سالگی با مامان میباشد و از آن پس تا وصال به سن بلوغ ( در امر دختران 9 سال و در ارتباط وکیل در مشهد پسران 15 سال مجموع قمری ) بر عهده بابا میباشد .

ولی بر طبق ضابطه ، فردی که حضانت را بر عهده ندارد ، همواره حق ملاقات با فرزند خویش را خواهد داشت . البته گاهی فردی که به حکم ضابطه و یا این که توافق طرفین حضانت را به عهده می‌گیرد ، مبادرت به تغییر‌و تحول محل معاش یا این که محل سکونت و اقامت می نماید و به‌این شکل ، حق ملاقات با فرزند برای دیگری را ذیل الشعاع قرار میدهد ؛ به این دلیل‌که گاها تغییر‌و تحول محل معاش ، ملاقات بوسیله دیگری را عملا نا ممکن یا این که سخت می نماید .

به همین ادله جواب به‌این پرسش اصلی میباشد  که حکم تغییر و تحول محل سکونت بوسیله مامان یا این که بابا در طول حضانت فرزند چیست ؟ تغییر تحول محل معاش به وسیله مامان و بابا چه اثراتی بر حضانت فرزندان دارااست و حضانت فرزند در شکل عوض کردن محل معاش والدین به عهده که می باشد ؟

برای جواب دادن به سوال های فوق ، مشاجره را در سه قضیه مطرح می‌کنیم . ابتدا حضانت فرزند در شکل تغییر و تحول محل معاش به وسیله مامان را پژوهش کرده ، آن‌گاه حضانت فرزند در شکل تغییر تحول محل معاش به وسیله بابا را توضیح خوا‌هیم بخشید و در خاتمه توضیحاتی در زمینه‌ی حکم ملاقات با فرزند در شکل تغییر و ضابطه مدنی حضانت فرزندان تحول محل معاش ارائه خوا هیم اعطا کرد .



حضانت فرزند در شکل تغییر‌و تحول محل معاش به وسیله مامان
مبنی بر حکم ضابطه مدنی ، حضانت فرزند دختر و فرزند پسر تا وصال به سن هفت سالگی به عهده مامان میباشد . به‌این مضمون‌ که به جهت نیاز جسمی و دیوانه خردسال ها به مامان ، قانونگذار حضانت مامان را بر بابا مقدم داشته و اورا حق تقدم داده تا وصال به سن هفت سالگی حفظ و حفاظت جسمی و عاطفی از فرزند را بر عهده داشته باشد .

اما قانونگذار، مسئول تربیت اطفال و فرزندان و هر که حضانت فرزندان را به عهده دارااست ، ( مامان و یا این که بابا ) را ملزم نموده است که قضیه ملاقات فرزند با دیگری را آماده نموده و یا این که لااقل مانعی جهت دیدار و ملاقات دیگری با فرزند به وجود نیاورند . به همین برهان میباشد که تغییر‌و تحول محل سکونت یا این که معاش به وسیله فرد عهده دار حضانت ( مامان و بابا یا این که حتی دیگرانی که عهده دار حضانت می‌باشند ) ممنوع گردیده‌است .

به دلیل آنکه تغییر‌و تحول محل معاش باعث میشود و این محصور شدن اثر ها مخرب عاطفی و دیوانه برای نوباوه به یار خواهد داشت . در همین راستا ضابطه پناه خانواده احکامی را درخصوص حضانت فرزند پسر و دختر مقرر کرده است که به آنان اشاره میکنیم . اما حکم ضابطه ، مرتبط با هر دوی پدر و مادر یعنی مامان و بابا میباشد و تخصیص به مامان ندارد . به عنوان مثال می شود به ماده 42 ضابطه دفاع خانواده اشاره کرد که اینگونه مقرر کرده است :

« صغیر و مجنون را نمی‌ قدرت فارغ از رضایت البته ، قیم ، مامان یا این که فردی که حضانت و حفظ آن‌ها به وی واگذار گردیده‌است ، از محل اقامت مقرر در بین طرفین یا این که محل اقامت پیش از وقوع جدایی ، به محل دیگر یا این که آن سوی مرز ارسال کرد ، مگر اینکه دادگاه آن را به مصلحت صغیر و مجنون بداند و با حدس حق ملاقات افراد ذی‌ حق ، این دستور را اذن دهـد . دادگاه درصـورت موافقت با خـارج کردن صغیر و مجنون از مرز و بوم ، بنابر درخواست ذی‌ عایدی ، برای ضمانت بازگرداندن صغیر و مجنون دفاع قابل قبولی دریافت می‌ نماید » .

همانطور که از این ماده استنباط میگردد ، مامان نمی تواند نوباوه صغیر زیر حضانت خویش را فارغ از دستیابی رضایت بابا از محل اقامت یا این که سکونت مقرر گردیده دربین طرفین یا این که محل اقامت پیش از وقوع جدایی ، به محل دیگری چیره شود و منجر سلب حق ملاقات بشود و فرقی هم ندارد که فرزند را به شهر دیگری پیروز شود ، یا این که به استان دیگر و یا این که او را هم پا خویش به آن سوی مرز پیروزشود .

فقط در قوانینی تغییر تحول محل سکونت فرد عهده دار حضانت یعنی مامان قابلیت پذیر میباشد که دادگاه آن را به مصلحت فرزند بداند . در‌این‌صورت‌ ، دادگاه با معلوم کردن حق ملاقات دیگری ، تغییر و تحول محل سکونت به وسیله مامان را اذن میدهد .

اما برای دوری از سوء به کارگیری از این مسئله و در فیض سلب حق ملاقات بابا ، دادگاه می‌تواند به درخواست بابا جانبداری قابل قبولی از مامان بگیرد که بازگرداندن فرزند ضمانت گردد . قابل ذکر میباشد ضابطه مدنی حضانت فرزندان که‌این زمینه مختص مامان وجود ندارد ؛ یعنی بابا نیز با استناد به همین ماده نمی تواند مبادرت به تغییر‌و تحول محل سکونت حین حضانت کند که‌این زمینه را درپی توضیح داده و خوا‌هیم ذکر کرد که حضانت فرزند در شکل تغییر تحول محل معاش بوسیله مامان یا این که بابا چه اثراتی را در ادامه خواهد داشت .

به طبع بخوانید: نقطه پایان برهه زمانی حضانت فرزند دختر و پسر

حضانت فرزند در شکل تغییر تحول محل معاش بوسیله بابا
همان گونه که در بخش پیشین نیز اشاره شد ، به استناد ماده 42 ضابطه مدد خانواده ، هیچ فردی ( مامان ، بابا و یا این که سایرین ) نمی توانند مبادرت به تغییر و تحول محل معاش فرزند کنند و مهم‌ترین دلیلی که برای این ممنوعیت می قدرت آشنایی ، آن میباشد که تغییر تحول محل معاش سبب ساز پرهیز از ملاقات با فرزند میگردد و ممکن میباشد در شغل مصلحت فرزند با سوء به کار گیری فرد عهده دار حضانت به خطر افتد .

شاید تصور خواهد شد که بابا در زمان مدتی که حضانت را بر عهده دارااست ( از سن هفت سالگی تا سن بلوغ دختران یعنی خیر سال مجموع قمری و تا سن بلوغ پسران یعنی پانزده سال تک تک قمری ) ، میتواند خلاف مامان ، فرزند را با خویش به هر شهری که بخواهد چیره شود و تنها تغییر‌و تحول محل معاش یا این که سکونت به وسیله مامان محصور یا این که ممنوع گردیده‌است ؛ البته این زمینه درست وجود ندارد .

درصورتی که چه بابا ولایت قهری بر فرزند خویش دارااست ، البته به جهت اینکه مامان نیز حق ملاقات با فرزند خویش را دارااست ، نمی تواند هر کجا بخواهد معاش نماید و فقط در محل اقامت مقرر در میان طرفین یا این که محل اقامت پیش از وقوع جدایی قادر است فرزند را با خویش پیروزشود .

لذا مواقعی همانند انتقالی به دست آوردن بابا به شهر دیگر و مسائلی از این قبیل نیز نمی تواند منجر تغییر و تحول محل سکونت یا این که معاش بوسیله بابا گردد و فقط در قوانینی بابا می‌تواند مبادرت به تغییر تحول محل سکونت نماید که دادگاه با رعایت مصلحت نوباوه ، این دستور را اذن بدهد . متقابلا ، مامان نیز قادر است از دادگاه تقاضای یک کدام از اقسام پناه منظور متناسب جهت بازگرداندن نوباوه نماید .

هم اکنون که کلیات مرتبط با حکم و اثرها تغییر‌و تحول محل معاش به وسیله والدین را رسیدگی کردیم ، می بایست بدین پرسش جواب دهیم که آیا حضانت فرزند در شکل تغییر و تحول محل معاش به وسیله بابا و یا این که مامان از او سلب می گردد ؟ جواب به‌این پرسش را می قدرت با مراعات ماده 41 ضابطه پناه خانواده روئت کرد که مطابق آن :

« هرگاه دادگاه تشخیص دهد توافقات درباره ی ملاقات ، حضانت فرزندان ، حفظ و بقیه کارها مرتبط با بچه برخلاف مصلحت وی میباشد یا این که در شرایطی که که مسئول حضانت از جاری ساختن تکالیف مقرر جلوگیری نماید و یا این که بازدارنده ملاقات کودک ذیل حضانت با افراد ذی ‌ حق خواهد شد، قادر است در ارتباط اموری از قبیل واگذاری دستور حضانت به دیگری یا این که گزینش فرد ناظر با پیش ‌ بینی حدود رسیدگی او با رعایت مصلحت نوپا تصمیم مقتضی اتخاذ نماید » .

همان طور که مراعات می‌شود ، در صورتیکه که فرد عهده دار حضانت یعنی بابا یا این که مامان از ایفا تکالیف مقرر جلوگیری کرده و از جمله با تغییر‌و تحول محل معاش یا این که سکونت ، بازدارنده ملاقات بچه زیر حضانت با افراد ذی حق بشود ، دادگاه قادر است تصمیم مقتضی بر حسب مصلحت بچه اتخاذ نماید .

این تصمیم میتواند به‌این شکل باشد که حضانت به فرد دیگری ودیعت گردد و یااینکه فردی تحت عنوان ناظر جهت محافظت از اقدامات فرد عهده دار بررسی گزینش نماید که‌این حکم موضوعا مشابه کنسل حضانت میباشد . براین اساس ، حضانت فرزند در شکل تغییر تحول محل معاش بوسیله بابا و یا این که حضانت فرزند در شکل تغییر‌و تحول محل معاش بوسیله مامان ممکن میباشد از آنان سلب گردیده و دادگاه با پیش بینی مصلحت فرزند ، ناظر گزینش کرده و یا این که حضانت او را به عهده دیگری قرار بدهد .

به همین برهان مایحتاج میباشد که تا حد قابلیت تغییر‌و تحول محل سکونت به وسیله بابا یا این که مامان سوای رضایت دیگری و یا این که استحصال اذن از دادگاه شکل نگیرد ؛ به دلیل آن که در‌پی توضیح خوا‌هیم اعطا کرد که‌این تغییر تحول محل سکونت که سبب به جلوگیری کردن از ملاقات با فرزند میگردد ، ممکن میباشد حتی سلب حضانت فرزند را به دنبال داشته باشد .

بیشتر بخوانید: حضانت مستمر فرزند چیست




ملاقات فرزند در شکل تغییر و تحول محل معاش
در بخش های قبلی حضانت فرزند در شکل تغییر و تحول محل معاش به وسیله مامان و بابا را گزینه نظارت قرار داده و گفتیم که مطابق ضابطه اساسا تغییر تحول محل سکونت نوپا زیر حضانت سوای استخراج رضایت دیگری و یا این که دریافت اذن از دادگاه قابلیت و امکان پذیر نمی‌باشد . حالا در‌این نصیب قصد داریم بدین زمینه بپردازیم که ملاقات فرزند در شکل تغییر تحول محل معاش به چه شکل میباشد ؟ آیا برای ملاقات با فرزند در شکل تغییر تحول محل معاش در ضابطه حکمی مقرر گردیده است ؟

در مجموع ، طبق ماده 1174 ضابطه مدنی ، اگر که به انگیزه جدایی یا این که به هر انگیزه دیگری پدر و مادر بچه در یک خانه سکونت نداشته باشند ، هر کدام از پدر و مادر که حضانت فرزند را بر عهده ندارد ، حق ملاقات با فرزند خویش را دارااست . اما در‌حالتی که که دربین پدر و مادر راجع به مجال و جای ملاقات با فرزند اختلاف به وجود بیاید ، دادگاه ریزه کاری آن را معلوم می نماید .

در‌این ارتباط ، در ضابطه حفاظت خانواده دو حکم درباره‌ی بازداشتن از ملاقات فرزند و نهی کردن از استرداد فرزند گزینه در نظر گرفتن قرار گرفته میباشد که هر دوی این احکام به طوری با ملاقات فرزند در شکل تغییر تحول محل معاش رابطه پیدا می نمایند که مبنی بر ضابطه ، بازداشتن از ملاقات فرزند جریمه یا این که جزای نقدی دارااست و جلوگیری کردن از تحویل فرزند ممکن میباشد سبب به صدور حکم دستگیر بشود ؛ مگر اینکه وضعیت کاهش بازه زمانی فرصت ملاقات با فرزند وجود داشته و دادگاه حکم به آن صادر نماید .

مبنی بر ماده 40 ضابطه دفاع خانواده ، هرکس از اجرای حکم دادگاه در ارتباط حضانت بچه استنکاف یا این که جلوگیری نماید یا این که بازدارنده از اجرای آن خواهد شد و یااینکه از استرداد بچه امتناع کند ، حسب تقاضای ذی ‌ عایدی و به ‌ امر دادگاه صادرکننده رای اول ، تا فرصت اجرای حکم ، دستگیر می ‌ گردد . لذا در صورتی بابا یا این که مامان با تغییر و تحول محل معاش بچه پایین حضانت ، از استرداد او به فردی که حضانت را قانونا به عهده دارااست جلوگیری نماید ، به تقاضای دیگری ، دادگاه میتواند حکم دستگیر فرد خلاف کار را صادر نماید .

همینطور بر پایه ی ماده 54 ضابطه پناه خانواده ، هرگاه مسئول حضانت از اجرا تکالیف مقرر پرهیز نماید ، یا این که بازدارنده ملاقات بچه با افراد ذی ‌ حق گردد ، برای توشه نخستین به پرداخت جزای نقدی مرتبه هشت و در شکل تکرار ، به حداکثر مجازات نام برده محکوم می ‌ گردد . پس چنانچه بابا یا این که مامان با تغییر و تحول محل سکونت یا این که معاش شان بازدارنده ملاقات دیگری با فرزند بشوند ، به پرداخت جزای نقدی تا ده میلیون ریال محکوم خواهند شد .

پیرو بخوانید: حضانت فرزندان بعداز جدایی
جهت کسب اطلاعات بیشتر در امر حضانت فرزند در شکل تغییر‌و تحول محل معاش در شبکه تلگرام حقوق و دستمزد خانواده عضو گردید . کارشناسان راس مشورت حقوقی دینا نیز مهیا اند تا با ارائه خدماتی در مورد مشورت حقوقی تلفنی دینا به سوالهای شما عزیزان پیرامون حضانت فرزند در شکل تغییر‌و تحول محل معاش جواب دهند .

بزه‌دیدگان و مجرمان

۲۸۱ بازديد

بی آبرویی از نظر لغوی (به گزارش لغت‌طومار دهخدا) به معنای شکستن حرمت، دریدن حرمت، بی‌احترامی، رسوایی، بی‌آبرویی و بی‌عزتی میباشد. مقنن کشور‌ایران تنها هتک حرز را در ماده 271 ضابطه مجازات اسلامی تصویب شده 1392 تعریف و تمجید کرده ولی تعریفی از بی آبرویی ارائه نکرده بلکه با بکار بردن این اصطلاح و ذکر برخی مصادیق، ذهن ها را به سمت و سوی تفکرات و طریقه‌های خویش رهنمون نموده است.

بهروز جوانمرد، حقوقدان، در‌این خصوص گفت: در اصطلاح حقوقی و از منظر دکترین می‌اقتدار اظهار کرد که بی آبرویی به معنای اعمال هرگونه فعل مثبت به طور خلق یا این که گفتار میباشد که به موجب قضاوت یک بشر متعارف، شخصیت و اعتبار فرد حقیقی و واقعی یا این که حقوقی گزینه خطاب، خدشه‌دار می‌گردد که برخی مصادیق آن مانند توهین و تهمت شامل تعزیر و بعضا دیگر مانند قذف، شامل حد میباشد.

او افزود: در استفساریه‌ای که از مجلس در سال 1379 در باب معنای توهین و بی آبرویی گردیده، آمده میباشد که از دید ضوابط کیفری، اهانت، توهین و بی آبرویی عبارت میباشد از بکار بردن الفاظی که مصرح یا این که ظواهر باشد یا این که ارتکاب جاری ساختن و اجرا ‌حرکاتی که با نظر عرفیات جامعه و با حدس حالت وقتی و مکانی و وضعیت افراد موجب تخفیف و تحقیر آنها خواهد شد.

ممنوعیت بی آبرویی شخص دستگیرشده به حکم ضابطه
جوانمرد تیتر کرد: به نظر پیشینه، از اولِ گزینش تضمین اجرای کیفری برای هنجارهای اخلاقی در نظام حقوقی کشور ایران یکی‌از مفاد مشاجره توهین و بی آبرویی افراد بوده میباشد. برای مثال، بر طبق حایل 33 ماده یکم دین‌طومار کارها خلافی تصویب شده 1324 یکی مواقعی که مرتکب را با مجازات دو روز تا پنج روز حبس تکدیری و به تادیه 10 ریال تا پنجاه ریال غرامت مواجه میکرد، این بود که بدواً به دیگری استارت به فحاشی یا این که طلب خویش را با هتاکی مطالبه نمایند یا این که به هر نحوی از انحا به دیگری اهانت و بی آبرویی نمایند.

او ادامه داد: پس از انقلاب اسلامی نیز رعایت حرمت شهروندان آیتم اعتنا مسئولان بالادستی حاکمیت قرار داشت؛ به گونه ای که در فرازی از امر هشت ماده‌ای امام خمینی در سال 1361 به قوه قضائیه آمده میباشد که هیچ کس حق ندارد بی آبرویی مسلمان و تعدى از مقررات شرعیه نماید. این تاکید، عنایت رعایت حرمت شهروندان را از منظر بهتر‌ترین منزلت در نظام جمهوری اسلامی یاد‌آوری می‌گردد. به گفته این دکترای دستمزد کیفری و جرم‌شناسی، اصل سی و نهم قانون اساسی کشور تصویب شده 1358 نیز مقرر داشته میباشد که بی آبرویی و حیثیت هر کس به حکم ضابطه بازداشت، دستگیر، زندانی یا این که تبعید گردیده، به هر شکل که باشد، ممنوع و موجب مجازات میباشد.

نوشته های شبیه

بی آبرویی افراد در ضابطه اسلامی چه مجازاتی داراست؟
۱۴۰۱/۰۳/۲۰

انتشار اکاذیب در فضای مجازی و تنبیهات رسمی برای مجرمان فضای مجازی
۱۳۹۸/۰۹/۲۲
او بابیان اینکه در برخی اوراق فراملی نیز بر عدم بی آبرویی افراد به ویژه خردسال ها اشاره گردیده است، تیتر کرد: مثلا در ماده 16 کنوانسیون دستمزد نوپا که جمهوری اسلامی ایران در سال 1372 به آن پیوسته آمده میباشد که در کارها محرمانه، خانوادگی یا این که مکاتبات هیچ کودکی نمی‌قدرت دلخواه یا این که غیر رسمی دخالت یا این که بی آبرویی کرد. نوباوه در قبال این سیرتکامل دخالت‌ها یا این که بی آبرویی‌ها گزینه تامین ضابطه جای دارد.

بی آبرویی

مصادیق جرم بی آبرویی
به گفته جوانمرد، اصطلاح بی آبرویی در قانون ها عام و خاص (اعم از کیفری و غیرکیفری) زیادی به شغل رفته میباشد که مصادیق آن می تواند ناظر به افراد زنده یا این که فوت‌گردیده باشد یا این که بی آبرویی حریم محرمانه حقیقی و واقعی مانند منازل و اماکن (مواد 690 تا 695 از کتاب پنجم ضابطه مجازات اسلامی؛ تعزیرات) و بی آبرویی افراد در فضای مجازی مانند پخش صدا و تصویر به طور فیلم و عکس اعم از اینکه تغییر‌و تحول و تحریف داشته یا این که نداشته باشد، سوای رضایت دیگری به گونه ای که عرفا موجب زیان و هتک حیثیت بزه‌چشم را آماده آورد.

او بابیان اینکه در ضابطه مجازات اسلامی تصویب شده 1392 به بی آبرویی متوفی در ماده 727 اشاره شد‌ه‌است، اعلام‌کرد: در ضابطه مجازات اسلامی تصویب شده 1375 مواد 608، 609 و 697 الی 700 در زیر فصولی بیان شده که مقنن درین مواد، اصطلاح بی آبرویی را به فعالیت برده میباشد؛ فارغ از اینکه تعریفی از آن ارایه نماید و صرفا به ذکر مصداق اشاره نموده است مانند توهین یا این که بهتان یا این که هجو کردن افراد.

دقت قانونگذار به بی آبرویی در سطح ضوابط خاص
این حقوقدان بابیان اینکه در سطح قانون ها خاص (خواه با صبغه کیفری یا این که غیر کیفری) مقنن به بی آبرویی دقت داشته میباشد، اعلام‌کرد: سد 4 ماده 8 ضابطه پژوهش به تخلفات اداری تصویب شده 1372 یکی مصادیق تخلفات اداری را نقص‌ بهتان و بهتان و هتک حیثیت معرفی نموده است. او اضافه کرد: در ماده 30 ضابطه مطبوعات تصویب شده 1379 نیز به زمینه توهین و هتاکی اعتنا گردیده‌است. به موجب این ماده نشر هر نوع‌ مقاله‌ مشتمل‌ بر بهتان‌ یا این که بهتان یا این که فحش‌ و لفظ ها‌ رکیک‌ یا این که نسبت‌های‌ توهین‌آمیز و نظایر آن‌ نسبت‌ به‌ افراد‌ ممنوع‌ میباشد‌، مدیرمسئول‌ جهت‌ مجازات‌ به‌ محاکم‌ قضایی‌ معرفی‌ می‌گردد و تعقیب‌ جرایم‌ سابق الذکر موکول‌ به‌ گلایه‌ شاکی‌ سری‌ میباشد‌ و در شکل‌ استرداد گلایه،‌ تعقیب‌ در هر مرحله‌ای‌ که‌ باشد، متوقف‌ گردد.

جوانمرد بابیان اینکه مبتنی بر تبصره یک این ماده، در مورد ها فوق شاکی‌ (اعم‌ از حقیقی وواقعی‌ یا این که حقوقی‌) میتواند برای‌ مطالبه‌ خسارتی‌ که‌ از انتشار مطالب‌ سابق الذکر بر وی وارد آمده‌، به‌ دادگاه‌ صالحه‌ گلایه‌ نماید و دادگاه‌ نیز موظف‌ میباشد‌ نسبت‌ به‌ آن‌ بازرسی‌ و حکم‌ متناسب‌ صادر نماید، خاطر نشان کرد: همینطور طبق تبصره 2 ماده 30 ضابطه مطبوعات تصویب شده سال 1379، هرگاه‌ نشر مطالب‌ ذکر شده در ماده‌ فوق راجع‌ به‌ فرد‌ متوفی‌ بوده‌ ولی عرفاً هتاکی‌ به‌ جا ماندگان‌ او‌ به اکانت‌ آید، هر مورد‌ از ورثه‌ رسمی‌ قادر است از نگاه جزایی‌ یا این که حقوقی‌ طبق‌ ماده‌ و تبصره‌ فوق اقامه‌ دعوی‌ نماید.

او به ماده 64 ضابطه انتخابات سر گروهی جمهوری اصلاحی 1391 نیز اشاره و اعلام کرد: در‌حالتی که به تشخیص کمیسیون نظارت تبلیغات، اپلیکیشن‌های تبلیغاتی ضبط گردیده نامزدها در صدا و سیما شامل مطالب توهین‌آمیز یا این که بی آبرویی بقیه نامزدها با بقیه افراد یا این که بر خلاف با قانون ها باشد، سازمان صدا و سیمای کشور ایران ملزم به حذف آن مطالب میباشد و در حالتی که که علاوه بر پخش نرم‌افزار زنده‌ای مورد ها نام برده از سوی هر کدام از نامزدهای انتخابات یا این که نماینده آنان واقع خواهد شد، سازمان ملزم میباشد با تشخیص کمیسیون پژوهش تبلیغات به میزان کافی و به طور ضبط گردیده زمان احقاق حق بدهد.

این نماینده دادگستری اضافه کرد: همینطور تبصره 3 ماده 2 ضابطه رسیدگی مجلس بر خلق و خوی نمایندگان تصویب شده 1391 مقرر داشته میباشد که هرگاه هیأت احراز نماید گزارش‌دهنده جهت بی آبرویی نماینده یا این که تشویش افکار همگانی یا این که مسئولان مبادرت به تهیه و تنظیم و ارسال گزارش کرده، ملزم میباشد مراتب را هم پا با مدارک مربوط جهت پیگیری قضایی به مرجع قضایی ارسال نماید و رونوشتی از آن را در دست نماینده قرار دهد.

بی آبرویی

هتک‌ حرمت در دین‌طومار‌ها و قوانین ذیل‌دستی
به گفته او، در قانون ها ذیل‌دستی (دین‌طومار‌ها) نیز به زمینه بی آبرویی اعتنا گردیده‌است. از جمله، ماده 3 دین‌طومار انتظامی مطالعه به تخلفات صنفی و ماهر شاغل ها فن‌های پزشکی و متعلق تصویب شده 1373 مقرر داشته میباشد که شاغل ها فن‌های پزشکی می بایست طبق موازین علمی، دینی و رسمی، صنفی و ماهر اعمال وظیفه کرده و از ارتکاب کارهایی که موجب بی آبرویی جامعه پزشکی میشود دوری نمایند.» جوانمرد در‌پی تیتر کرد: ماده 165 دین‌طومار اجرایی سازمان زندانها تصویب شده 1384 نیز مقرر نموده است که تنظیم فیلم و خبر و تکثیر گستردن اوضاع و احوال و عکس محکومان به نحوی که سبب شناسایی، هتک حیثیت و رسوایی آنها نشود یا این که خویش به صورت کتبی به آنان رضایت دهند با اذن معاونت بازپروری این سازمان مجاز خواهد بود.

او بابیان اینکه در قوانین کیفری شکلی (دین دادرسی) نیز به مورد رعایت حیثیت و عدم بی آبرویی افراد دقت شد‌ه‌است، خاطر نشان کرد: ماده 650 ضابطه آئین دادرسی کیفری تصویب شده 1392 با الحاقات آینده مقرر داشته میباشد که به مراد ساماندهی پرونده‌ها و سندها قضایی و ارایه خوب سرویس ها قضایی و حصول روزآمد به داده های عددی و گردش عمل قضایی در سراسر مرز و بوم و همینطور ارائه داده های عددی و داده ها ظریف و تفصیلی در زمینه ی جرایم، متهمان، بزه‌دیدگان و مجرمان و بقیه داده ها قضایی، راءس ملی داده‌های قوه قضاییه در راءس داده های عددی و فناوری داده ها قوه قضائیه با به کارگیری از اشخاص موثق فعال سازی می شود. در تبصره 2 این ماده آمده میباشد که به کارگیری از اوراق، مدارک و داده ها سابق الذکر نباید موجب بی آبرویی و حیثیت افراد خواهد شد. نشر داده ها مرتبط با نام‌و‌نشان اشخاص مربوط به دادرسی از قبیل اسم، اسم خانوادگی، شماره‌ پستی و شماره‌ ملی آن‌ها جز در مواقعی که ضابطه تجویز نماید، ممنوع میباشد. بزه‌دیدگان و مجرمان

این عضو هیأت علمی دانش گاه آزاد اسلامی در جواب به‌این سوال که آیا توهین از مصادیق بی آبرویی به حساب میآید یا این که نه، تیتر کرد: در ضابطه مجازات اسلامی تصویب شده سال 1375، مقنن در دو فصل، اصطلاح بی آبرویی را به فعالیت برده که یک کدام از آنان، فصل پانزدهم با تیتر “بی آبرویی افراد‌” بوده و دیگری، فصل بیست و هفتم با تیتر “بهتان و توهین و بی آبرویی‌” میباشد. مبنی بر ماده 608 این ضابطه، توهین به اشخاص از قبیل فحاشی و به کارگیری لفظ ها رکیک ‌در حالتی که موجب وکیل در مشهد حد قذف نباشد موجب مجازات شلاق تا (74) ضربه یا این که پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود.» او افزود: در زمینه ی توهین به افراد دولتی با اعتنا به سمت،‌ در صورتیکه کسی در هم اکنون ایفا وظیفه یا این که به ‌باعث آن به آنان توهین نماید، به سه عدد 6 ماه حبس یا این که تا (74) ضربه ‌شلاق یا این که پنجاه ‌هزار تا یک ‌میلیون‌ ریال جزای نقدی محکوم می شود. .

جوانمرد بابیان اینکه فصل بیست و هفتم با تیتر “بهتان و توهین و بی آبرویی‌” مورد مواد 697 الی 700 ضابطه مجازات اسلامی سال 1375 به جرم افترای شفاهی و عملی، انتشار اکاذیب و هجو کردن افراد تخصیص دارااست، بیان کرد: توهین در فضای مجازی تحت عنوان یک ماده خاص و غیروابسته در قانون ها کیفری جمهوری اسلامی ایران گزینه نظر واقع نشده و بیشتر در پرتو هتک حیثیت و ورود ضرر و زیان دنیوی یا این که معنوی از روش تکثیر صوت، فیلم، عکس و نوشته یا این که تکثیر اکاذیب می‌قدرت مدخلی رسمی برای عکس العمل پیدا کرد که در مواد 744، 745 و 746 از ضابطه مجازات اسلامی سال 1375 جرم‌انگاری گردیده‌است.

بزه‌دیدگان و مجرمان

البته و اگرهای فرایند فرزندخواندگی

۲۷۷ بازديد

ولی و اگرهای فرایند فرزندخواندگی/ چه اشخاصی می‌توانند از بهزیستی فرزند بپذیرند؟
سعید بابایی، مدیریت مجموع محل کار کارها خردسال ها و نوجوان ها سازمان بهزیستی مرز و بوم ذکر کرد: دشوارترین تجربیات برای کودک ها باطل فرزندخواندگی میباشد. برخی خانواده ها که به هر علتی با حس پیش می‌آیند و آن‌گاه تاب شنیدن کلام دور‌وبری ها را ندارند یا این که دلشان را می‌زند، تبارک ترین لطمه را به بچه عرضه میکنند. برای همین بایستی از آغاز ظریف رسیدگی شوند. باطل فرزندخواندگی به گذر زمان سال ها کمتر گردیده‌است ولی یک موردش هم زیاد میباشد زیرا ضربه بزرگی به بچه وارد می نماید و متاسفانه شاهد این تاثیر نا مطلوب روی نوپا هستیم.

مجموعه خانواده؛ زهره سعیدی: فرزندخوانده کسی میباشد که دیگری (غیر از والدین حقیقی و واقعی) او‌را به فرزندی پذیرفته باشد. بر پایه ی فرزندخواندگی، ارتباط خاصی در میان فرزندخوانده و پدرخوانده و مادرخوانده به وجود میاید. در اصطلاح دینی، فرزندخواندگی این میباشد که فرد مطابق داعیه و سوای دلیلی برای ثابت فرزندی، فرزند دیگری را فرزند حقیقی وواقعی خویش بگیرد؛ چه این فرزند، نسبتش با والدینش ناشناخته باشد، مانند کودک سرراهی یا این که مشخص باشد، مثل کودک یتیم. نزول آیاتی درباره فرزندخواندگی، نماد می دهد که در بعد از ظهر نزول قرآن نیز فرزندخواندگی ترویج داشته میباشد.

قرآن، در دو جا با گزاره «شاید به ما سودی برساند یا این که اورا به فرزندی بپذیریم» به سوابق این قضیه در قبل از اسلام اشاره می‌نماید. آیتم اولیه آیه نهم سوره قصص میباشد؛ وقتی که حضرت موسی را از آب گرفتند همسر فرعون (آسیه) این پاراگراف را درباره موسی میگوید. گزینه دوم آیه ۲۱ سوره یوسف میباشد؛ هنگامی که عزیز مصر یوسف را خرید، به همسرش زلیخا این پاراگراف را درباره یوسف می گوید.

در جمهوری اسلامی ایران نیز براساس ضابطه و لوایح آن دعوا فرزندخواندگی با احکام فقاهتی و و نظارت خصوصیت زن و مرد و همسران شکل میگیرد و این حادثه از سوی سازمان بهزیستی رقم می‌خورد. با دقت به داده های عددی ناباروری بیشتراز ۲۵ درصد زوجین در کشور ایران خیلی از عموم تصمیم به تصاحب کردن فرزند از بهزیستی دارا‌هستند که ولی عدم وکیل در مشهد تدبیر با دانایی غلط درباره آن آنان‌را در گیر نقص‌ می نماید همچنین ذهنیت خطا خیلی از خانواده ها اذن اینگونه کاری را به زوجین نمی دهد.

راجع‌به با پروسه، راه و روش ها و سختی ها تصاحب کردن فرزند از بهزیستی و سوالاتی که عامه مردم درین ارتباط دارا‌هستند با سعید بابایی مدیرکل دفتر کار کارها خردسال ها و نوجوان ها سازمان بهزیستی سرزمین به بیان کرد وگو نشستیم که درپی می‌خوانیم:

*لطفا در بالا درباره پروسه به چنگ آوردن فرزند از بهزیستی از نام نویسی تا اخذ فرزند برایمان بگویید؟

آغاز زوجین بایستی در سامانه ملی فرزندخواندگی به نشانی http://adoption.behzisti.net نام نویسی نمایند. در نام نویسی می بایست مدارک موردنیاز در سامانه آپلود گردد. عالی میباشد متقاضی ها از قبلی مدارک را مهیا داشته باشند و مدارک را کیفیت عالی مناسب از روی اصل مدرک درخواستی بارگزاری نمایند و آنگاه پیامکی به تقاضاکننده بر طبق اخذ کد مربوطه به وسیله متقاضی ها ارسال میگردد.

مدارک متبوع مشمول ۱.تصویر تمامی صفحه ها شناسنامه اهل ایران درخواست کنندگان

۲.تصویر کارت ملی متقاضی ها

۳.تصویر کارت نقطه نهایی سرویس یا این که کارت معافیت از سرویس (برای آقایان)

۴.تصویر گواهی تزویج زوجین درخواست کننده

۵.تصویر واپسین گواهی تحصیلی متقاضی ها

۶.تصویر گواهی مالکیت یا این که مبایعه‌ طومار خانه یا این که اجاره‌ طومار

۷.اصل یا این که تصویر سند مربوط اشتغال به فعالیت یا این که انتخاب واحد سنجش تقریبی درآمد تقاضاکنندگان مانند حکم کارگزینی، فیش حقوقی، پروانه حصول و ...

۸.تصویر مدارک بیمه اساس اجتماعی

۹.اصل مدرک پزشک معالج کارشناس زنان و وضع حمل بر طبق عدم قابلیت طفل‌دار شدن (برای زوجین فاقد فرزندی که پنج سال از وصلت آن ها پیشین باشد و بخواهند از حق تقدم نخستین بهره مند شوند. ولی متعاقباً تقاضاکنندگان نام برده در‌این خصوص می بایست از پزشکی رسمی نیز سند اخذ نمایند) - اعتنا نمائید که تصویر مدارک فوق بایستی خوانا باشد و بعداز اعلام بهزیستی بایستی در یکی‌از دفترها اوراق قانونی بوسیله شما موازی اصل خواهد شد.

۳. گفت‌و‌گو و بازدید مددکاری اول که در شکل پذیرش ابتدایی خانواده بایستی معطل باشد تا نوباوه دارای شرایط واگذاری در استان یافت خواهد شد. این مسافت هنگامی شاید به عبارتی نکته اساسی باشد که عامل ها مختلفی دارااست که جلوتر پهنا خواهم کرد.

۴. بعداز پیدا شدن کودکی که اذن واگذاری را داشته باشد، تقاضاکنندگان می بایست به جاری شناس معتمد سازمان مراجعه نمایند تا تاییدیه او را دریافت نمایند. همینطور مدرک های عدم اعتیاد و عدم سوء پیشینه درین مرحله دریافت میگردد.

۵. به طور طبیعی دیدارهایی دربین تقاضاکنندگان و بچه ایفا می‌گردد تا تایید طرفین آیتم تحلیل قرار گیرد. در برخی مفاد در شکل عدم تعامل مطلوب در میان آنان تا ۳ طفل نیز به خانواده پیشنهاد میشود.

۶. در شکل آخری شدن به چنگ آوردن فرزند عصر ۶ ماهه موقتا حکم حکم دهنده صادر می‌شود و بعداز پذیرش کارشناسان بهزیستی این حکم به حکم قطعی تبدیل میگردد.

* سئوال عوام مردم این میباشد که چرا با وجود این کلیه نوباوه، بهزیستی بچه را تحویل متقاضی ها فرزندپذیری نمی‌دهد؟

این سوال شما جواب های معمولی ای داراست: در آغاز این که بهزیستی متولی امان نوباوه برای فرزندپذیران وجود ندارد. کودکی بایستی باشد که بشود او‌را به درخواست کنندگان حائز وضعیت واگذار کرد. درضمن بی سرپرست بودن یا این که بدسرپرست بودن نوپا می بایست آیتم پذیرش منزلت قضایی قرار گیرد. این مراحل‌ای میباشد که سبب می‌گردد مدام صف متقاضی ها وقت گیر باشد.

گزینه دیگر احراز وضعیت خانواده فرزندپذیر میباشد. صلاحیت های این خانواده می بایست برای بهزیستی و دادگاه گزینه پذیرش قرار گیرد. این خردسال ها امانتی میباشند که بایستی به شایسته ترین خانواده‌ای که قادر است بعدی آن‌ها‌را مدد نماید امانت گردد. ولی این شایسته ترین آتی الزاما مالی وجود ندارد و حالت فرهنگی و اجتماعی خانواده درخواست کنندگان نیز آیتم دقت دور از شوخی قرار می‌گیرد. ممکن میباشد گاهی با برگزاری یک نشست پذیرش جاری شناس نتیجه ها خواهد شد ولی ممکن میباشد در بعضا مورد ها نیاز به جلسات بیشتری در این باره باشد.

* به حیث شما چرا اشخاصی الان معترض می‌باشند که روند اداری و بوروکراتیک دریافت کردن فرزند برای برخی آسوده و برخی دشوار میباشد آیا درین فی مابین پارتی بازی معنی داراست؟

سازمان در مجوز خانواده های درخواست کننده نباید ذره ای کوتاه بیاید. در صورتیکه کوتاه بیاید حیله در حق این خردسالان معصوم میباشد که بعضا هایشان بالاخره یک توشه در معاش رنج کشیده اند و نباید توشه دیگر این حادثه برایشان تکرار گردد. از دشوارترین تجربیات برای این کودک ها باطل فرزندخواندگی میباشد. برخی خانواده ها که به هر علتی با حس پیش می‌آیند و بعد از آن تاب شنیدن صحبت دور‌وبری ها را ندارند یا این که دلشان را میزند، بلندمرتبه ترین لطمه را به نوپا ارائه می کنند. برای همین می بایست از آغاز ظریف تحقیق شوند. باطل فرزندخواندگی به گذر زمان سال ها کمتر گردیده است البته یک موردش هم زیاد میباشد زیرا ضربه بزرگی به طفل وارد می نماید و متاسفانه شاهد این تاثیر غیر مطلوب روی نوپا هستیم.

از اردیبهشت این سال سامانه ملی فرزندخواندگی فعال‌ساز‌ی گردیده و به طور کامل روشن فرآیند فرزندخواندگی به وسیله استان ها قابل آنالیز و رصد میباشد. درصد اشتباه صفر نبوده میباشد ولی با این سامانه به صفر رغبت می نماید. یکی مواقعی که ممکن میباشد برخی خانواده ها فرض نمایند پارتی بازی به قسم دارای اسم و رسم انجام شده، این میباشد که نمی دانند حالت هر خانواده با خانواده دیگر مختلف میباشد. مثلا پهنا کنم ممکن میباشد خانواده ای در استانش ۴سال چشم به راه نوزاد دختر باشد و این رخداد نیفتد البته خانواده ای دیگر با قبول تایید سرپرستی پسری ۶ ساله یا این که کودکی دارنده معلولیت یا این که بیماری خاص در بازه کوتاهی به انتهای مسیر رسد. خلاصه این که حالت هر یک با گزینه دیگر گوناگون میباشد.

با این حالا در صورتی‌که خانواده ها موردی داشتند که حس اجحافی داشتند میتوانند از قسمت سوال و جواب سامانه فرزندخواندگی یا این که از روش سامانه دیدبان سازمان بهزیستی با شماره تماس ۱۴۸۲ این گزینه را باستاد کشوری مطرح کنند.

* چه خانواده های میتوانند و چه خانواده های نمی توانند فرزند بگیرند؟

مجموعه‌های تحت میتوانند درخواست کننده سرپرستی از خردسال ها بی‌سرپرست و بدسرپرست ذیل پوشش سازمان بهزیستی باشند: ۱.زن و شوهر سوای فرزند ۲.دختران و زنان سوای شوهر۳.زن و شوهر دارنده فرزند.

مفاد فوق مطابق حق تقدم میباشد و تا وقتی که خانواده های سوای فرزند دارنده صلاحیت درخواست کننده وجود داشته باشند، فرزندخواندگی به حق تقدم های ۲ و ۳ نمیرسد. مگر آن که تقاضاکننده خردسال ها با سن فراتر یا این که خردسال ها دارنده معلولیت یا این که بیماری خاص باشند که اما در سال های اخیر معیار این تقاضاکنندگان ارتقاء یافته میباشد. درضمن خانواده هایی که در جلسات مشورت کردن حائز صلاحیت شناخته نشوند یا این که از منظر مددکاری و سند سوء پیشینه یا این که اعتیاد و... گزینه پذیرش قرار نگیرند نیز از فهرست درخواست کنندگان بیرون میشوند.

* در روزها کووید 19 شنیدیم که همگی پروسه تصویب تا روند دیگر اینترنتی گردیده دراین باره آیا تمامی زیرساخت ها مهیا میباشد؟ زیرا خیلی ها الان معترض اند که فرآیند بررسی‌ها نماید گردیده یا این که ابدا سال جاری پیش نرفته میباشد.

آری نام نویسی مطابق تارنما اینترنتی میباشد و دفعه دهی بر آن شالوده شکل می پذیرد ولی در جریان این نیز بایستی بود که همانطور که فراتر پهنا کردم صف تابعی از تعداد کودکانی میباشد که دارای شرایط واگذاری می‌باشند که‌این فرمان از عهده بهزیستی بیرون میباشد.

* یک فرایند معمولی به چنگ آوردن فرزند از بهزیستی چقدر فرصت ما یحتاج داراست؟

در شکل وجود طفل دارای شرایط واگذاری، فرآیند زیر۶ ماه قابل اجرا میباشد. در صورتیکه درخواست کنندگان متقاضی بچه با سن فراتر از ۶سال(به ویژه پسر) باشند یا این که خردسال ها دارنده معلولیت و بیماری های خاص، مطلقا این فرصت نیز کاهش مییابد. اکثر خانواده هایی که در صف های زمان بر میمانند درخواست کننده نوزاد دختر میباشند که به طور طبیعی تکوین آن بر عهده بهزیستی وجود ندارد.

* چه آماری از کودک ها در بهزیستی می قدرت ارایه بخشید (خواسته به حیث سنی و جنسیتی) الان موقعیت به چه شکل میباشد و خانواده ها در چه مشقت سنی و جنسیتی عالی میتوانند فرزند قبول نمایند.

۹۹درصد متقاضی ها در مرحله نخستین نوزاد دختر میخواهند. زمانی که میبینند بایستی برهه زمانی مجال زمانبر در صف بمانند به بدون چاره به سمت دختر با سن فراتر یا این که نوزاد پسر متمایل می‌شوند. در غایت در شرایطی که هیچ کدام از این ها میسر نشد به سمت طفل پسر رضایت می‌دهند. حدود ۸۰درصد فرزندخواندگی در سال های اخیر در محدوده سنی ۰ تا ۳ سال شکل میگیرد و فرزندخواندگی در سنین بالای ۳سال تقاضاکننده بسیار کمتری دارااست.

یکی انگیزه های عمده آن این میباشد که مبتنی بر حالت جامعه خیلی از خانواده ها مایلند این واقعیت را از نوباوه و دور‌وبری ها خویش مخفی نگه دارا هستند در حالتی‌که که اثبات گردیده است که‌این دستور، خطا میباشد و به همین انگیزه کودکانی که در سنین فراتر از این حقیقت باخبر میگردند، لطمه سنگینی می‌خورند، اگر که در‌صورتی‌که از آغاز با این حقیقت تعالی می شدند، جراحت پذیری آن‌ها اندک بود.
 

معاونت در جرم چیست

۲۷۸ بازديد

جرم یک شغل مغایر ضابطه میباشد که ارتکاب آن در اکثر مواقع با نرم‌افزار و نقشه قبل شکل می‌گیرد . برای ارتکاب هر جرم یکسری وسیله و مقدمات نیاز میباشد تا به واسطه آن مرتکب به مبادرت به فعالیت متخلفانه نماید . این اسباب و اثاث و وسایل در هر جرم با جرم دیگر مختلف میباشد . گاهی مرتکب برای اجرا شغل مجرمانه نیاز به امداد و همیاری شخص یا این که اشخاص دیگری داراست . در صورتی‌که که کس دیگری مبادرت به همیاری با مرتکب برای اعمال سوء نیتش نماید ، بر حسب آیتم نائب رئیس جرم یا این که سهم دار در جرم به حساب آورده می شود . این اشخاص در راستای هدف های و با مقصود همیاری با متهم به وی یاری می نمایند و از نیات وی مطلعند . طبق ضابطه تفاوت معاونت در جرم و کمپانی در جرم معلوم گردیده‌است . ولی پیش از نظارت این تفاوت بایستی بدانیم چه کسی نائب رئیس جرم به حساب آورده می شود و چه کسی سهیم در جرم محسوب میشود . از این رو درین نوشته‌ی علمی به پژوهش ماهیت معاونت در جرم و مصادیق نائب رئیس جرم می‌پردازیم .


” نائب رئیس جرم فقط به تحقق فیض اساسی جرم یاری می نماید و هر کس شغل اساسی را در جرم جاری ساختن می‌دهد خویش مرتکب میباشد “

معاونت در جرم

معاونت یک واژه و کلمه عربی میباشد که از مصدر " عون " به معنای استعانت کردن و امداد رساندن ، گرفته گردیده است . در اصطلاح حقوقی معاونت در جرم یعنی اینکه شخصی فارغ از دخالت بدون واسطه و فقط به طور غیر بدون واسطه در وقوع جرم تاثیر گذارده باشد ؛ به‌این شخص نائب رئیس در جرم گفته میشود . نائب رئیس جرم فقط به تحقق فیض مهم جرم امداد می نماید و هر کس شغل اساسی را در جرم اعمال می دهد خویش مرتکب میباشد . به عنوان مثال الف ، ب را ترغیب به ضرب و شتم ج می نماید . در‌این نمونه الف نائب رئیس در جرم و ب مرتکب اساسی میباشد که به وی مباشر گفته میگردد . اما این نکته را نباید فراموش کرد که نائب رئیس جرم می بایست نسبت به فعالیت مجرمانه مرتکب و اینکه با دخالتش می‌تواند در وقوع جرم موثر باشد ، باخبر باشد . براین اساس برای تحقق معاونت در جرم در میان شغل وکیل در مشهد مرتکب اساسی جرم و نائب رئیس جرم وحدت قصد وجود داشته باشد .

بر اساس ضابطه تازه، مجازات معاونت در قتل، حبس تعزیری جایگاه 2 یا این که 3 بوده و در بعضی از مورد ها، مانند اکراه بر قتل، حبس ابد میباشد.

مصادیق نائب رئیس جرم

در ضابطه برای معاونت در جرم مصادیق متنوعی نام برده میباشد مثل ترغیب ، تطمیع ، دسیسه و نیرنگ و ... . درین راستا ضابطه گذار در ماده 126 ضابطه مجازات اسلامی تصویب شده 1392 ، مبادرت به ذکر مورد ها افراد نائب رئیس جرم نموده است . طبق این ماده نائب رئیس در جرم کسی میباشد که :


1 - دیگری را ترغیب ، انذار ، تطمیع ، یا این که تحریک به ارتکاب جرم نماید یا این که با مکر یا این که فریب یا این که سوء به کارگیری از توان ، موجب وقوع جرم شود .
2- کسی که وسایل ارتکاب جرم را بسازد یا این که تهیه و تنظیم نماید یا این که شیوه اجرا جرم را به مرتکب ارائه نماید .
3- هرکس به هر نحوی ، قابلیت و امکان فیس دادن جرم را سهل وآسان نماید .


برای تفحص بیشتر میتوانید مجازات معاونت در جرم را رسیدگی فرمائید .

جهت کسب اطلاعات بیشتر درباره ی معاونت در جرم و نائب رئیس جرم ، به شبکه تلگرام حقوق و دستمزد کیفری رجوع‌نمایید . کارشناسان راءس مشورت حقوقی دینا نیز فراهم اند تا با ارائه خدماتی در قضیه مشورت کردن حقوقی تلفنی دینا به سوالهای شما عزیزان پیرامون معاونت در جرم و نائب رئیس جرم جواب دهند .