بالزاك

بالزاك

مرجع قوانین و اخبار حقوق کیفری در ایران

بالزاك

۲۸۰ بازديد
کمدی انسانی مجموعه ای از رمان های بالزاک است که حقوق در آن جایگاه عمده ای دارد . کمدی انسانی انتقاد بی رحمانه ای از جامعة فرانسوی دوران شارل دهم لویی فیلیپ است . دوران آشفته ای که هرچند رجاله ها در آن فراوان بودند اما تعداد افراد فرهیخته هم کم نبود . اندیشه حقوقی آن زمان نیز گنگ و پیچیده است این اندیشه از بعضی جهات واپس گرا است و افسوس گذشته را می خورد . بعضی معتقدند که بالزاک آدم شکاکی است که از نظر او قانون درد ی را دوا نمی کند بلکه فقط مسکن است که تاثیرش چندان قطعی نیست . از نظر بعضی دیگر ، بالزاک پیامبری است که عصر حاضر و بحران های آن بشارت می دهد : مارکسیست ها چنین دیدگاهی دارند .
وکیل مشهد
از میان آثار وسیع و گوناگون بالزاک ، در این جا از بخش کوچکی از آن ، به ویژه از آثاری که با حقوق خصوصی ارتباط پیدا می کند ، سخنی به میان خواهد آمد . به اختصار به نظرش در مورد قانون و قاضی اشاره خواهد شد . بعد از طریق پزشک دهکده نمونه ای از حقوق اداری ارائه خواهد شد . حقوق مدنی در آثار بالزاک جایگاه مخصوصی دارد غایب مفقودالاثر را با سرهنگ شابر بررسی خواهیم کرد . در مورد ازدواج ، و پدر سالاری به سروقت باباگوریه خواهیم رفت . )1 قاضی و قانون در بسیاری از رمان های بالزاک عدم کارایی یا آثار زیان آور اصلاح قوانین ، به ویژه هنگامی که این اصلاحات در تضاد با آداب و رسوم قرار می گیرد – لبة تیز حمله متوجه اصلاحات سال 1804 ناپلئون است – تشریح شده است . بالزاک عقیده ندارد که قانون باید خود را با آداب و رسوم تطبیق دهد . قانون سلطة خود را بر قواعد اعمال می کند ، هر قاعده ای در تضاد با آداب و رسوم طبیعی و در تضاد با منافع افراد است آیا تودة مردم قوانین بر ضد خود را می پذیرد ؟ خیر . بیش تر وقت ها ، گرایش قوانین باید در جهت عکس گرایش قلب ها باشد . همچنین به تورم قوانین اعتراض می کند : ملتی که چهل هزار قانون دارد اصلاً قانون ندارد . ãããAWÜÅtáÉâw|AvÉÅ شکاکیت بالزاک در تصویری که از قاضی ارائه می دهد ، با توجه به عدم امکان جمع شدن ویژگی ها که او بر می شمارد نشان داده می شود . قاضی خدا نیست ، وظیفه او تطبیق واقعیت ها با اصول است ، قضاوت او اموری است که گوناگونی آنها بی نهایت است و باید همیشه از مقیاس و قاعدة معینی پیروی کند . وکیل در مشهد
اگر قاضی توانایی این را داشته باشد که عمق و دج ان افراد را بخواند و انگیزه های آن ها را کشف کند تا حکمی بر پایة انصاف صادر کند ، در آن صورت انسان بزرگی به شمار خواهد آمد . فرانسه تقریباً به شش هزار قاضی نیازمند است ، هیچ نسلی شش هزار انسان بزرگ را در خدمت خود ندارد و به طور قطع و یقین نمی تواند شش هزار فرد صاحب صلاحیت را برای دستگاه قضایی خود به خدمت گیرد . اما این شکاکیت نسبی است . قضات شریف و بزرگ هم وجود دارند . یکی از آن ها پوپینو قاضی فروتن دادگاه سن است : هوشمندی ، روشن بینی ، قدرت تشخیص ، روحیه ای فرشته خو را در خود جمع دارد ، از پشت پوشش ضخیم دروغ های متقاضیان واقعیت ها را می بیند و آشکار می کند . )2 حقوق اداری و پزشک دهکده در پزشک دهکده ، دکتر بناسیس ، پزشک و رئیس شورای دهکده ای در حومه گرنوبل ، از طریق خدمات خود ، به دهکدة مذکور زندگی و نشاط دوباره ای می بخشد ، دهکده ای که به هنگام ورود دکتر به آن جا به فقر و بدبختی دست به گریبان بوده است . آقا ، وقتی به این جا آمدم ، در گوشة این دهکده یک مشت ولگرد بیکاره دیدم که در هم می لولیدند . پزشک با نشان دادن یک دوجین خانه های نیمه مخروبه به مامور شورای ده ، به سخنش ادامه می دهد : موقعیت این خانه های نیمه مخروبه ، در این گودال بی جریان هوا ، در مسیر سیلابی که آب از برف های آب شده تامین می شود و از نعمت تابش نور خورشیدی محروم است که فقط نوک کوه های اطراف را نور افشانی می کند از هر جهت برای شیوع بیماری های وحشتناک مساعد است ( بناسیس سعی کرد که این ولگردان را از کلبه هایشان کوچ بدهد ، اما با مخالفت اهالی د ه روبرو می شود ) بنا براین ناچار شدم قول بدهم این ولگردان را از کلبه هایشان اخراج نکنم به شرط آن که کسی به آنها نزدیک نشود ، خانواده های آنها به خانه های تازه ای نقل مکان کنند که تعهد کردم برایشان بسازم و زمین هایی را در اختیار هر خانوار با قیمت ارزان بگذارم که قرار شد بعداً قیمت آن را شورای ده به من بپردازد . در میان تعجب همه ، اهالی ده دیدند چمنزارهای بسیار پر طراوتی به وجود آمد ، به علت وجود چراگاه های عالی ، بهترین شیر از دام ها به دست آمد . محصول این تلاش فوق العاده بود .... وقتی من به این ده آمدم ، جمعیت آن هفتصد نفر بود ؛ حالا تعداد اهالی به دو هزار نفر می رسد . ãããAWÜÅtáÉâw|AvÉÅ در ادارة امور دهکده مسأله برنامه ریزی در میان نبود بلکه به جنبه های عملی توجه می شد . مارکسیست ها در آن نوعی روبینسون گرایی دیده اند ؛طرفداران محیط زیست به خاطر آلوده کردن محیط زیست و گسترش زندگی شهرنشینی و صنعتی به آن حمله کرده اند ؛ مدافعان مطرودین اجتماع و کولی ها به خاطر سرکوبی ولگردان و بی ستارگان از آن انتقاد کرده اند . ظاهراً آثار بالزاک در عصر ما مسائل حقوقی بسیار مهمی را مطرح می سازد ! )3 غایب مفقودالاثر و سرهنگ شابر سرهنگ شابر بر حقوق مدنی و مسأله غایب مفقودالاثر یا بهتر گفته شود ، به نتایجی که ازدواج مجدد زن بیوه در زمینة بطلان فوت شوهر اول به وجود می آورد مربوط می شود : فوت مرده ای اعلام شده که نمرده است . موت فرضی سرهنگ شابر در جنگ دیلو اعلام شده بود ، بیوة او با کنت فرو ازدواج می کند و از او صاحب دو فرزند می شود . در بازگشت سلطنت ، سرهنگ در دفتر وکیل دادگستری در ویل ، وکیل دادگستری در دادگاههای شهرستان شعبه سن ، حضور می یابد . سرباز پیر و چروکیده و لاغر بود . پیشانی او که عمداً زیر کلاه زیر کلاه گیس پنهان شده بود ، به او حالی اسرار آمیز داده بود به نظر می آمد که چشمانش را که لکه ای شفاف پوشانده است ، گویی که جنس آن از صدف کثیفی است که در روشنایی کم سوی شمع ها درخشش آبی رنگ داشت . چهرة او ، رنگ پریده ، کبود ، مثل چهره مرد به نظر می رسید . کراوات ابریشمی سیاهی را به گردن آویخته بود ... شابر از وکیل درخواست می کند ، به دلیل آن که وکالت زن او را به عهده دارد ، از منافع او نیز دفاع کند . وکیل به سرهنگ پیشنهاد صلح و سازش می دهد . سرهنگ جواب می دهد و با عصبانیت می گوید : " سازش بکنم ؟ آیا من مرده ام یا زنده ؟ وکیل در ویل خطرات حساب نشدة دادرسی را به او گوشزد می کند : بهترین حالت را فرض کنم . فرض کنم دادگاه سریعاً رای بدهد که شما سرهنگ شابر هستید . آیا می توانید حدس بزنید که مسأله دو شوهر داشتن کُنتس فرو را دادگاه چگونه حل خواهد کرد و چه حکمی صادر خواهد کرد ؟ در موضوع مورد بحث ما ، قضات برای تطبیق موضوع با قانون به کتاب قانون مراجعه نخواهند کرد ، زیرا قانون مورد انطباق در کتاب قانون نیست ؛ قضات به قوانین بالاتر یعنی به قوانین وجدانی رجوع خواهند کرد ، همچنان که هیات منصفه در مسائل حساسی که مولود بوالهوسی های اجتماعی است و در محاکمات بزرگ جنایی پیش می آید عمل می کنند . بسیار خوب ، شما و زنتان در زندگی زناشویی خودتان صاحب فرزندی نشدید اما کُنت فرو از ازدواج با زنتان صاحب دو فرزند شده است ؛ قضات به بررسی روابط زناشویی میان شما و زنتان و روابط زناشویی میان زنتان و کُنت فرو خواهند پرداخت ؛ وقتی ا زراح کردند سوء نیتی در میان نبوده ، می توانند ازدواجی را باطل اعلام دارند ãããAWÜÅtáÉâw|AvÉÅ که روابط زناشویی در آن ضعیف تر است ؛ یعنی بطلان ازدواج شما با همسرتان را ، به نفع ازدواجی که روابط زناشویی در آن محکم تر است ، یعنی ازدواج کُنت فرو با همسرتان ، اعلام دارند . اما فرض کنیم دادگاه به نفع شما حکم بدهد ، یعنی بطلان ازدواج دوم را اعلام دارد ، اما متوجه نیستید که در اثر لجاجت شما ، آن هم در این سن و سال ، زنی را به چنگ می آورید که هیچ گونه علاقه ای به شما ندارد ؟ فراموش نکنید در برابر شما زن شما و شوهر او یعنی دو شخصیت نیرومندی قرار دارند که با نفوذی که دارند می توانند دادگاه ها را تحت تاثیر قرار دهند . این را هم از یاد نبرید کار دادرسی امروز و فردا تمام نمی شود و ممکن است سال ها طول بکشد و شما در عزلت پیرتان باید در غم و غصة جان زگ ایی به انتظار بنشینید . سرهنگ در اثر گفته های وکیل قانع می شود . و مثل کسی که به طرف مرگ می رود از طرح دعوا صرف نظر می کند ." داستان سرهنگ شابر با جمله ای از وکیل مدافع در ویل پایان می یابد : " پاریس در من ایجاد نفرت می کند ." ( مجموعه آثار –جلد - 3 صفحات 321-373 ) )4 ازدواج به نظر بالزاک ازدواج نهادی اساسی و ضروری است که جامعه نمی تواند از آن صرف نظر کند . اما بر ضد ازدواج بورژایی شمشیر از رو بسته است ، در عین حال که می پذیرد نمونه های دیگری از ازدواج ، مثلاً ازدواج اشرافی ، وجود دارد که عیب های ازدواج پروژایی را ندارد . بالزاک طرفدار زنان است و به ازدواج بورژایی به دلیل مرد سالاری بی اندازه و سوء استفاده ای که از آن می شود سخت می تازد ؛ به عقیده او این سلطة زیاده از حد مرد در زندگی زناشویی موجب زبونی و وابستگی زن می شود و راه را برای انحراف از جادة عفت باز می گذارد . این ادعا نامه در سراسر کمدی انسانی وجود دارد . نمونه ای از آن را در قرارداد ازدواج می توان دید . دومارسه( یک مرد بی بند وبار خوشگذران) به پل مانرویل می گوید : " ازدواج نکن ... امروزه چه کسی ازدواج می کند ؟ کاسب ها برای ازدیاد سرمایه هایشان یا برای آن که در گرداندن چرخ زندگی دو نفر باشند ، کشاورزان برای آن که فرزندان زیادی داشته باشند تا ازآنها به عنوان کارگر مزرعه استفاده کنند ، دلال های مبادلات پولی یا سردفتران که ناگزیرند از بابت کسب و کارشان مبالغ زیادی بپردازند ، شاهان بدبختی که نیاز دارند سلسلة پادشاهیشان دوام داشته باشد و از بین نرود . ازدواج پل احمقانه ترین فداکاری اجتماعی است ! فقط فرزندان ما از آن سود می برند و ارزش زحمت های ما را وقتی می فهمند که اسب هایشان مشغول چریدن علف های است که روی قبرهای ما روییده است
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.