دوشنبه ۱۳ شهریور ۰۲ | ۱۵:۳۶ ۲۸۰ بازديد
کمدی انسانی مجموعه ای از رمان های بالزاک است که حقوق در آن جایگاه عمده ای دارد . کمدی انسانی انتقاد بی رحمانه ای از جامعة فرانسوی دوران شارل دهم لویی فیلیپ است . دوران آشفته ای که هرچند رجاله ها در آن فراوان بودند اما تعداد افراد فرهیخته هم کم نبود . اندیشه حقوقی آن زمان نیز گنگ و پیچیده است این اندیشه از بعضی جهات واپس گرا است و افسوس گذشته را می خورد . بعضی معتقدند که بالزاک آدم شکاکی است که از نظر او قانون درد ی را دوا نمی کند بلکه فقط مسکن است که تاثیرش چندان قطعی نیست . از نظر بعضی دیگر ، بالزاک پیامبری است که عصر حاضر و بحران های آن بشارت می دهد : مارکسیست ها چنین دیدگاهی دارند .
وکیل مشهد
از میان آثار وسیع و گوناگون بالزاک ، در این جا از بخش کوچکی از آن ، به ویژه از آثاری که با حقوق خصوصی ارتباط پیدا می کند ، سخنی به میان خواهد آمد . به اختصار به نظرش در مورد قانون و قاضی اشاره خواهد شد . بعد از طریق پزشک دهکده نمونه ای از حقوق اداری ارائه خواهد شد . حقوق مدنی در آثار بالزاک جایگاه مخصوصی دارد غایب مفقودالاثر را با سرهنگ شابر بررسی خواهیم کرد . در مورد ازدواج ، و پدر سالاری به سروقت باباگوریه خواهیم رفت . )1 قاضی و قانون در بسیاری از رمان های بالزاک عدم کارایی یا آثار زیان آور اصلاح قوانین ، به ویژه هنگامی که این اصلاحات در تضاد با آداب و رسوم قرار می گیرد – لبة تیز حمله متوجه اصلاحات سال 1804 ناپلئون است – تشریح شده است . بالزاک عقیده ندارد که قانون باید خود را با آداب و رسوم تطبیق دهد . قانون سلطة خود را بر قواعد اعمال می کند ، هر قاعده ای در تضاد با آداب و رسوم طبیعی و در تضاد با منافع افراد است آیا تودة مردم قوانین بر ضد خود را می پذیرد ؟ خیر . بیش تر وقت ها ، گرایش قوانین باید در جهت عکس گرایش قلب ها باشد . همچنین به تورم قوانین اعتراض می کند : ملتی که چهل هزار قانون دارد اصلاً قانون ندارد . ãããAWÜÅtáÉâw|AvÉÅ شکاکیت بالزاک در تصویری که از قاضی ارائه می دهد ، با توجه به عدم امکان جمع شدن ویژگی ها که او بر می شمارد نشان داده می شود . قاضی خدا نیست ، وظیفه او تطبیق واقعیت ها با اصول است ، قضاوت او اموری است که گوناگونی آنها بی نهایت است و باید همیشه از مقیاس و قاعدة معینی پیروی کند . وکیل در مشهد
اگر قاضی توانایی این را داشته باشد که عمق و دج ان افراد را بخواند و انگیزه های آن ها را کشف کند تا حکمی بر پایة انصاف صادر کند ، در آن صورت انسان بزرگی به شمار خواهد آمد . فرانسه تقریباً به شش هزار قاضی نیازمند است ، هیچ نسلی شش هزار انسان بزرگ را در خدمت خود ندارد و به طور قطع و یقین نمی تواند شش هزار فرد صاحب صلاحیت را برای دستگاه قضایی خود به خدمت گیرد . اما این شکاکیت نسبی است . قضات شریف و بزرگ هم وجود دارند . یکی از آن ها پوپینو قاضی فروتن دادگاه سن است : هوشمندی ، روشن بینی ، قدرت تشخیص ، روحیه ای فرشته خو را در خود جمع دارد ، از پشت پوشش ضخیم دروغ های متقاضیان واقعیت ها را می بیند و آشکار می کند . )2 حقوق اداری و پزشک دهکده در پزشک دهکده ، دکتر بناسیس ، پزشک و رئیس شورای دهکده ای در حومه گرنوبل ، از طریق خدمات خود ، به دهکدة مذکور زندگی و نشاط دوباره ای می بخشد ، دهکده ای که به هنگام ورود دکتر به آن جا به فقر و بدبختی دست به گریبان بوده است . آقا ، وقتی به این جا آمدم ، در گوشة این دهکده یک مشت ولگرد بیکاره دیدم که در هم می لولیدند . پزشک با نشان دادن یک دوجین خانه های نیمه مخروبه به مامور شورای ده ، به سخنش ادامه می دهد : موقعیت این خانه های نیمه مخروبه ، در این گودال بی جریان هوا ، در مسیر سیلابی که آب از برف های آب شده تامین می شود و از نعمت تابش نور خورشیدی محروم است که فقط نوک کوه های اطراف را نور افشانی می کند از هر جهت برای شیوع بیماری های وحشتناک مساعد است ( بناسیس سعی کرد که این ولگردان را از کلبه هایشان کوچ بدهد ، اما با مخالفت اهالی د ه روبرو می شود ) بنا براین ناچار شدم قول بدهم این ولگردان را از کلبه هایشان اخراج نکنم به شرط آن که کسی به آنها نزدیک نشود ، خانواده های آنها به خانه های تازه ای نقل مکان کنند که تعهد کردم برایشان بسازم و زمین هایی را در اختیار هر خانوار با قیمت ارزان بگذارم که قرار شد بعداً قیمت آن را شورای ده به من بپردازد . در میان تعجب همه ، اهالی ده دیدند چمنزارهای بسیار پر طراوتی به وجود آمد ، به علت وجود چراگاه های عالی ، بهترین شیر از دام ها به دست آمد . محصول این تلاش فوق العاده بود .... وقتی من به این ده آمدم ، جمعیت آن هفتصد نفر بود ؛ حالا تعداد اهالی به دو هزار نفر می رسد . ãããAWÜÅtáÉâw|AvÉÅ در ادارة امور دهکده مسأله برنامه ریزی در میان نبود بلکه به جنبه های عملی توجه می شد . مارکسیست ها در آن نوعی روبینسون گرایی دیده اند ؛طرفداران محیط زیست به خاطر آلوده کردن محیط زیست و گسترش زندگی شهرنشینی و صنعتی به آن حمله کرده اند ؛ مدافعان مطرودین اجتماع و کولی ها به خاطر سرکوبی ولگردان و بی ستارگان از آن انتقاد کرده اند . ظاهراً آثار بالزاک در عصر ما مسائل حقوقی بسیار مهمی را مطرح می سازد ! )3 غایب مفقودالاثر و سرهنگ شابر سرهنگ شابر بر حقوق مدنی و مسأله غایب مفقودالاثر یا بهتر گفته شود ، به نتایجی که ازدواج مجدد زن بیوه در زمینة بطلان فوت شوهر اول به وجود می آورد مربوط می شود : فوت مرده ای اعلام شده که نمرده است . موت فرضی سرهنگ شابر در جنگ دیلو اعلام شده بود ، بیوة او با کنت فرو ازدواج می کند و از او صاحب دو فرزند می شود . در بازگشت سلطنت ، سرهنگ در دفتر وکیل دادگستری در ویل ، وکیل دادگستری در دادگاههای شهرستان شعبه سن ، حضور می یابد . سرباز پیر و چروکیده و لاغر بود . پیشانی او که عمداً زیر کلاه زیر کلاه گیس پنهان شده بود ، به او حالی اسرار آمیز داده بود به نظر می آمد که چشمانش را که لکه ای شفاف پوشانده است ، گویی که جنس آن از صدف کثیفی است که در روشنایی کم سوی شمع ها درخشش آبی رنگ داشت . چهرة او ، رنگ پریده ، کبود ، مثل چهره مرد به نظر می رسید . کراوات ابریشمی سیاهی را به گردن آویخته بود ... شابر از وکیل درخواست می کند ، به دلیل آن که وکالت زن او را به عهده دارد ، از منافع او نیز دفاع کند . وکیل به سرهنگ پیشنهاد صلح و سازش می دهد . سرهنگ جواب می دهد و با عصبانیت می گوید : " سازش بکنم ؟ آیا من مرده ام یا زنده ؟ وکیل در ویل خطرات حساب نشدة دادرسی را به او گوشزد می کند : بهترین حالت را فرض کنم . فرض کنم دادگاه سریعاً رای بدهد که شما سرهنگ شابر هستید . آیا می توانید حدس بزنید که مسأله دو شوهر داشتن کُنتس فرو را دادگاه چگونه حل خواهد کرد و چه حکمی صادر خواهد کرد ؟ در موضوع مورد بحث ما ، قضات برای تطبیق موضوع با قانون به کتاب قانون مراجعه نخواهند کرد ، زیرا قانون مورد انطباق در کتاب قانون نیست ؛ قضات به قوانین بالاتر یعنی به قوانین وجدانی رجوع خواهند کرد ، همچنان که هیات منصفه در مسائل حساسی که مولود بوالهوسی های اجتماعی است و در محاکمات بزرگ جنایی پیش می آید عمل می کنند . بسیار خوب ، شما و زنتان در زندگی زناشویی خودتان صاحب فرزندی نشدید اما کُنت فرو از ازدواج با زنتان صاحب دو فرزند شده است ؛ قضات به بررسی روابط زناشویی میان شما و زنتان و روابط زناشویی میان زنتان و کُنت فرو خواهند پرداخت ؛ وقتی ا زراح کردند سوء نیتی در میان نبوده ، می توانند ازدواجی را باطل اعلام دارند ãããAWÜÅtáÉâw|AvÉÅ که روابط زناشویی در آن ضعیف تر است ؛ یعنی بطلان ازدواج شما با همسرتان را ، به نفع ازدواجی که روابط زناشویی در آن محکم تر است ، یعنی ازدواج کُنت فرو با همسرتان ، اعلام دارند . اما فرض کنیم دادگاه به نفع شما حکم بدهد ، یعنی بطلان ازدواج دوم را اعلام دارد ، اما متوجه نیستید که در اثر لجاجت شما ، آن هم در این سن و سال ، زنی را به چنگ می آورید که هیچ گونه علاقه ای به شما ندارد ؟ فراموش نکنید در برابر شما زن شما و شوهر او یعنی دو شخصیت نیرومندی قرار دارند که با نفوذی که دارند می توانند دادگاه ها را تحت تاثیر قرار دهند . این را هم از یاد نبرید کار دادرسی امروز و فردا تمام نمی شود و ممکن است سال ها طول بکشد و شما در عزلت پیرتان باید در غم و غصة جان زگ ایی به انتظار بنشینید . سرهنگ در اثر گفته های وکیل قانع می شود . و مثل کسی که به طرف مرگ می رود از طرح دعوا صرف نظر می کند ." داستان سرهنگ شابر با جمله ای از وکیل مدافع در ویل پایان می یابد : " پاریس در من ایجاد نفرت می کند ." ( مجموعه آثار –جلد - 3 صفحات 321-373 ) )4 ازدواج به نظر بالزاک ازدواج نهادی اساسی و ضروری است که جامعه نمی تواند از آن صرف نظر کند . اما بر ضد ازدواج بورژایی شمشیر از رو بسته است ، در عین حال که می پذیرد نمونه های دیگری از ازدواج ، مثلاً ازدواج اشرافی ، وجود دارد که عیب های ازدواج پروژایی را ندارد . بالزاک طرفدار زنان است و به ازدواج بورژایی به دلیل مرد سالاری بی اندازه و سوء استفاده ای که از آن می شود سخت می تازد ؛ به عقیده او این سلطة زیاده از حد مرد در زندگی زناشویی موجب زبونی و وابستگی زن می شود و راه را برای انحراف از جادة عفت باز می گذارد . این ادعا نامه در سراسر کمدی انسانی وجود دارد . نمونه ای از آن را در قرارداد ازدواج می توان دید . دومارسه( یک مرد بی بند وبار خوشگذران) به پل مانرویل می گوید : " ازدواج نکن ... امروزه چه کسی ازدواج می کند ؟ کاسب ها برای ازدیاد سرمایه هایشان یا برای آن که در گرداندن چرخ زندگی دو نفر باشند ، کشاورزان برای آن که فرزندان زیادی داشته باشند تا ازآنها به عنوان کارگر مزرعه استفاده کنند ، دلال های مبادلات پولی یا سردفتران که ناگزیرند از بابت کسب و کارشان مبالغ زیادی بپردازند ، شاهان بدبختی که نیاز دارند سلسلة پادشاهیشان دوام داشته باشد و از بین نرود . ازدواج پل احمقانه ترین فداکاری اجتماعی است ! فقط فرزندان ما از آن سود می برند و ارزش زحمت های ما را وقتی می فهمند که اسب هایشان مشغول چریدن علف های است که روی قبرهای ما روییده است
وکیل مشهد
از میان آثار وسیع و گوناگون بالزاک ، در این جا از بخش کوچکی از آن ، به ویژه از آثاری که با حقوق خصوصی ارتباط پیدا می کند ، سخنی به میان خواهد آمد . به اختصار به نظرش در مورد قانون و قاضی اشاره خواهد شد . بعد از طریق پزشک دهکده نمونه ای از حقوق اداری ارائه خواهد شد . حقوق مدنی در آثار بالزاک جایگاه مخصوصی دارد غایب مفقودالاثر را با سرهنگ شابر بررسی خواهیم کرد . در مورد ازدواج ، و پدر سالاری به سروقت باباگوریه خواهیم رفت . )1 قاضی و قانون در بسیاری از رمان های بالزاک عدم کارایی یا آثار زیان آور اصلاح قوانین ، به ویژه هنگامی که این اصلاحات در تضاد با آداب و رسوم قرار می گیرد – لبة تیز حمله متوجه اصلاحات سال 1804 ناپلئون است – تشریح شده است . بالزاک عقیده ندارد که قانون باید خود را با آداب و رسوم تطبیق دهد . قانون سلطة خود را بر قواعد اعمال می کند ، هر قاعده ای در تضاد با آداب و رسوم طبیعی و در تضاد با منافع افراد است آیا تودة مردم قوانین بر ضد خود را می پذیرد ؟ خیر . بیش تر وقت ها ، گرایش قوانین باید در جهت عکس گرایش قلب ها باشد . همچنین به تورم قوانین اعتراض می کند : ملتی که چهل هزار قانون دارد اصلاً قانون ندارد . ãããAWÜÅtáÉâw|AvÉÅ شکاکیت بالزاک در تصویری که از قاضی ارائه می دهد ، با توجه به عدم امکان جمع شدن ویژگی ها که او بر می شمارد نشان داده می شود . قاضی خدا نیست ، وظیفه او تطبیق واقعیت ها با اصول است ، قضاوت او اموری است که گوناگونی آنها بی نهایت است و باید همیشه از مقیاس و قاعدة معینی پیروی کند . وکیل در مشهد
اگر قاضی توانایی این را داشته باشد که عمق و دج ان افراد را بخواند و انگیزه های آن ها را کشف کند تا حکمی بر پایة انصاف صادر کند ، در آن صورت انسان بزرگی به شمار خواهد آمد . فرانسه تقریباً به شش هزار قاضی نیازمند است ، هیچ نسلی شش هزار انسان بزرگ را در خدمت خود ندارد و به طور قطع و یقین نمی تواند شش هزار فرد صاحب صلاحیت را برای دستگاه قضایی خود به خدمت گیرد . اما این شکاکیت نسبی است . قضات شریف و بزرگ هم وجود دارند . یکی از آن ها پوپینو قاضی فروتن دادگاه سن است : هوشمندی ، روشن بینی ، قدرت تشخیص ، روحیه ای فرشته خو را در خود جمع دارد ، از پشت پوشش ضخیم دروغ های متقاضیان واقعیت ها را می بیند و آشکار می کند . )2 حقوق اداری و پزشک دهکده در پزشک دهکده ، دکتر بناسیس ، پزشک و رئیس شورای دهکده ای در حومه گرنوبل ، از طریق خدمات خود ، به دهکدة مذکور زندگی و نشاط دوباره ای می بخشد ، دهکده ای که به هنگام ورود دکتر به آن جا به فقر و بدبختی دست به گریبان بوده است . آقا ، وقتی به این جا آمدم ، در گوشة این دهکده یک مشت ولگرد بیکاره دیدم که در هم می لولیدند . پزشک با نشان دادن یک دوجین خانه های نیمه مخروبه به مامور شورای ده ، به سخنش ادامه می دهد : موقعیت این خانه های نیمه مخروبه ، در این گودال بی جریان هوا ، در مسیر سیلابی که آب از برف های آب شده تامین می شود و از نعمت تابش نور خورشیدی محروم است که فقط نوک کوه های اطراف را نور افشانی می کند از هر جهت برای شیوع بیماری های وحشتناک مساعد است ( بناسیس سعی کرد که این ولگردان را از کلبه هایشان کوچ بدهد ، اما با مخالفت اهالی د ه روبرو می شود ) بنا براین ناچار شدم قول بدهم این ولگردان را از کلبه هایشان اخراج نکنم به شرط آن که کسی به آنها نزدیک نشود ، خانواده های آنها به خانه های تازه ای نقل مکان کنند که تعهد کردم برایشان بسازم و زمین هایی را در اختیار هر خانوار با قیمت ارزان بگذارم که قرار شد بعداً قیمت آن را شورای ده به من بپردازد . در میان تعجب همه ، اهالی ده دیدند چمنزارهای بسیار پر طراوتی به وجود آمد ، به علت وجود چراگاه های عالی ، بهترین شیر از دام ها به دست آمد . محصول این تلاش فوق العاده بود .... وقتی من به این ده آمدم ، جمعیت آن هفتصد نفر بود ؛ حالا تعداد اهالی به دو هزار نفر می رسد . ãããAWÜÅtáÉâw|AvÉÅ در ادارة امور دهکده مسأله برنامه ریزی در میان نبود بلکه به جنبه های عملی توجه می شد . مارکسیست ها در آن نوعی روبینسون گرایی دیده اند ؛طرفداران محیط زیست به خاطر آلوده کردن محیط زیست و گسترش زندگی شهرنشینی و صنعتی به آن حمله کرده اند ؛ مدافعان مطرودین اجتماع و کولی ها به خاطر سرکوبی ولگردان و بی ستارگان از آن انتقاد کرده اند . ظاهراً آثار بالزاک در عصر ما مسائل حقوقی بسیار مهمی را مطرح می سازد ! )3 غایب مفقودالاثر و سرهنگ شابر سرهنگ شابر بر حقوق مدنی و مسأله غایب مفقودالاثر یا بهتر گفته شود ، به نتایجی که ازدواج مجدد زن بیوه در زمینة بطلان فوت شوهر اول به وجود می آورد مربوط می شود : فوت مرده ای اعلام شده که نمرده است . موت فرضی سرهنگ شابر در جنگ دیلو اعلام شده بود ، بیوة او با کنت فرو ازدواج می کند و از او صاحب دو فرزند می شود . در بازگشت سلطنت ، سرهنگ در دفتر وکیل دادگستری در ویل ، وکیل دادگستری در دادگاههای شهرستان شعبه سن ، حضور می یابد . سرباز پیر و چروکیده و لاغر بود . پیشانی او که عمداً زیر کلاه زیر کلاه گیس پنهان شده بود ، به او حالی اسرار آمیز داده بود به نظر می آمد که چشمانش را که لکه ای شفاف پوشانده است ، گویی که جنس آن از صدف کثیفی است که در روشنایی کم سوی شمع ها درخشش آبی رنگ داشت . چهرة او ، رنگ پریده ، کبود ، مثل چهره مرد به نظر می رسید . کراوات ابریشمی سیاهی را به گردن آویخته بود ... شابر از وکیل درخواست می کند ، به دلیل آن که وکالت زن او را به عهده دارد ، از منافع او نیز دفاع کند . وکیل به سرهنگ پیشنهاد صلح و سازش می دهد . سرهنگ جواب می دهد و با عصبانیت می گوید : " سازش بکنم ؟ آیا من مرده ام یا زنده ؟ وکیل در ویل خطرات حساب نشدة دادرسی را به او گوشزد می کند : بهترین حالت را فرض کنم . فرض کنم دادگاه سریعاً رای بدهد که شما سرهنگ شابر هستید . آیا می توانید حدس بزنید که مسأله دو شوهر داشتن کُنتس فرو را دادگاه چگونه حل خواهد کرد و چه حکمی صادر خواهد کرد ؟ در موضوع مورد بحث ما ، قضات برای تطبیق موضوع با قانون به کتاب قانون مراجعه نخواهند کرد ، زیرا قانون مورد انطباق در کتاب قانون نیست ؛ قضات به قوانین بالاتر یعنی به قوانین وجدانی رجوع خواهند کرد ، همچنان که هیات منصفه در مسائل حساسی که مولود بوالهوسی های اجتماعی است و در محاکمات بزرگ جنایی پیش می آید عمل می کنند . بسیار خوب ، شما و زنتان در زندگی زناشویی خودتان صاحب فرزندی نشدید اما کُنت فرو از ازدواج با زنتان صاحب دو فرزند شده است ؛ قضات به بررسی روابط زناشویی میان شما و زنتان و روابط زناشویی میان زنتان و کُنت فرو خواهند پرداخت ؛ وقتی ا زراح کردند سوء نیتی در میان نبوده ، می توانند ازدواجی را باطل اعلام دارند ãããAWÜÅtáÉâw|AvÉÅ که روابط زناشویی در آن ضعیف تر است ؛ یعنی بطلان ازدواج شما با همسرتان را ، به نفع ازدواجی که روابط زناشویی در آن محکم تر است ، یعنی ازدواج کُنت فرو با همسرتان ، اعلام دارند . اما فرض کنیم دادگاه به نفع شما حکم بدهد ، یعنی بطلان ازدواج دوم را اعلام دارد ، اما متوجه نیستید که در اثر لجاجت شما ، آن هم در این سن و سال ، زنی را به چنگ می آورید که هیچ گونه علاقه ای به شما ندارد ؟ فراموش نکنید در برابر شما زن شما و شوهر او یعنی دو شخصیت نیرومندی قرار دارند که با نفوذی که دارند می توانند دادگاه ها را تحت تاثیر قرار دهند . این را هم از یاد نبرید کار دادرسی امروز و فردا تمام نمی شود و ممکن است سال ها طول بکشد و شما در عزلت پیرتان باید در غم و غصة جان زگ ایی به انتظار بنشینید . سرهنگ در اثر گفته های وکیل قانع می شود . و مثل کسی که به طرف مرگ می رود از طرح دعوا صرف نظر می کند ." داستان سرهنگ شابر با جمله ای از وکیل مدافع در ویل پایان می یابد : " پاریس در من ایجاد نفرت می کند ." ( مجموعه آثار –جلد - 3 صفحات 321-373 ) )4 ازدواج به نظر بالزاک ازدواج نهادی اساسی و ضروری است که جامعه نمی تواند از آن صرف نظر کند . اما بر ضد ازدواج بورژایی شمشیر از رو بسته است ، در عین حال که می پذیرد نمونه های دیگری از ازدواج ، مثلاً ازدواج اشرافی ، وجود دارد که عیب های ازدواج پروژایی را ندارد . بالزاک طرفدار زنان است و به ازدواج بورژایی به دلیل مرد سالاری بی اندازه و سوء استفاده ای که از آن می شود سخت می تازد ؛ به عقیده او این سلطة زیاده از حد مرد در زندگی زناشویی موجب زبونی و وابستگی زن می شود و راه را برای انحراف از جادة عفت باز می گذارد . این ادعا نامه در سراسر کمدی انسانی وجود دارد . نمونه ای از آن را در قرارداد ازدواج می توان دید . دومارسه( یک مرد بی بند وبار خوشگذران) به پل مانرویل می گوید : " ازدواج نکن ... امروزه چه کسی ازدواج می کند ؟ کاسب ها برای ازدیاد سرمایه هایشان یا برای آن که در گرداندن چرخ زندگی دو نفر باشند ، کشاورزان برای آن که فرزندان زیادی داشته باشند تا ازآنها به عنوان کارگر مزرعه استفاده کنند ، دلال های مبادلات پولی یا سردفتران که ناگزیرند از بابت کسب و کارشان مبالغ زیادی بپردازند ، شاهان بدبختی که نیاز دارند سلسلة پادشاهیشان دوام داشته باشد و از بین نرود . ازدواج پل احمقانه ترین فداکاری اجتماعی است ! فقط فرزندان ما از آن سود می برند و ارزش زحمت های ما را وقتی می فهمند که اسب هایشان مشغول چریدن علف های است که روی قبرهای ما روییده است
آیا تغییرات قانونی حجاب اجباری پیشنهاد شده؟